رفتی و ... - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 11:12
رفتی و بعد تو ، احساس قلبم دود شد جای خون رگهای من، با غم فقط مسدود شد
حلالم کن - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 11:12
تاريخ : دوشنبه ۱۴۰۲/۰۱/۲۱حلالم کن اگر روزی گرفتار دلت بودم ……نفهمیدم که خوش بودی ومن تنها مشکلت بودمتو قاب عکس این دنیا فقط چشم تو را دیدمحلالم کن اگه هر شب تو افکار تو چرخیدمخودت هر روز میگفتی که از تنهائی بیزاریبگو این لحن دلگیرو هنوز در خاطرت داریگلوم سر شاره از بغضه،یه بغض تلخ و پژمردهیه موسیقی ...
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 0:04
تاريخ : یکشنبه ۱۴۰۱/۰۳/۰۱درین سرای بی کسی،'>کسی، کسی به در نمی زندبه دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی زندیکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُندکسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زندنشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سواردریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زندگذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غمیک صلای آشنا به رهگذر...
سکوت تلخ - تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 12:28
همیشه سکوت به معنای پیروزی تو نیستگاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختی
دلتنگی هایم ... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:54
گاهی از دوست داشتن هایم احساس پـرواز می کنمگاهی از دلتنگی, هایم احسـاس مچــالگی …گاهی از انسان بودنم احســاس خستگی …هر لحظه احساسی و پارادوکس این ها با یکدیگر …!یک لحظه خــنده، یک لحظه اشکیک لحظه لبریز از حس دوست داشتنیک لحظه حس تنهایی محض…چقدر سخت است انسان بودن…!
قسمت - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:54
مے گوينـد قِسمتـــ نيستـــ حِکمَتـــ استـــ خدايـآ...مـَن معنیِ قِسمتـ و حِکمَتـــ را نمے دانمــامـآ تـو معنےِ طاقَتــــ رآ مے دانـی ... مـَگــَر نــه ؟؟؟
مُتَنَفِرَمْ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:54
مُتَنَفِرَمْ, اَزْ اِنْسآטּْ هآیےْ کِهـ دیوآرِ بُلَنْدَتْ رآ مےْ بینَنْدْ ،ولےْ بهـ دُنْبآلِ هَمآטּْ آجُرِ لَق دیوآرَتْ هَسْتَنْدْ کِهـ . . .تُو رآ فُروْ بریزَنْدْ . . .تآ تُو رآ اِنْکآرْ کُنَنَدْ . . .وَ اَزْ رُویَتْ رَدْ شَوَنْدْ . . .
رفیق نیمه راه... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:54
هم بازی قدیمچشم نگذارآنقدر دورم کهبا شمردن همه اعداد همپیدایم نمی کنی!!!!.
خیلی دیر بود… - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:54
فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دوررفته ای…اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم…واشکهایخداحافظی را !! تو که می دانستی با چه اشتیاقی خودم را قسمتمیکنمپس چرا زودتر از تکه تکه شدنم جوابمنکردی…برایخداحافظی …خیلی دیر بود…خیلی دیر !!
یادت هست…؟! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:54
عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…و غمــت سـهم ِ مــن!
یادت هست... - تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 9:54
مــَـن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛تـــو بــی مـَـن چــِـهخــواهــی کــــرد؟اصـــلا” یــــادت هَستـــکــِــه نیستــَـمــ …؟!
روز معلم بر تمامی همکاران مبارک باد - تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 9:54
دوست داشتَنت - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 20:27
به دوست داشتَنت مشغولم . . . همانند سربازی که سالهاست ؛ در مقری متروکه ، بی خبر از اتمام جنگ ، نگهبانی می دهد !
روزهاى عمر من … - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 20:27
روزهاى ابرى گلهاى آفتاب گردان بلاتكلیفند ، مثل همه ى روزهاى عمر من …
سخت ترین خداحافظی - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 20:27
"اگر نامهربان بودیم رفتیم" ، وگر هم مهربان بودیم رفتیم از این دنیای بی مقدار فانی ، چه مثل این ،چه آن بودیم رفتیم اگر خندان و دست افشان،
گذشته تلخ..... - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 20:27
ثانیه ها می گذرد! و من نشسته روی نیمکت دلتنگی ، رفتن تو را به نظاره نشسته ام ! و ناامید از بازگشت دوباره تو، دل خوش کرده ام به خاطرات تلخ و شیرین گذشته ...
دلتنگی روز جمعه - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 20:27
صبح یا عصر زیاد فرقی نمیکند دلتنگی جمعه از جایی شروع میشود که دهانت پر از حرف است برای گفتن اما کسی را نداری برای شنیدن...
هنوزم میشه عاشق بود - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 20:27
منو حالا نوازش کن ، که این فرصت نره از دست شاید این آخرین باره ، که این احساس زیبا هست منو حالا نوازش کن ، همین حالا که تب کردم اگه لمسم کنی شاید ، به دنیای تو برگردم هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار
مرگ تدریجی - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 20:27
دلتنگی … دلتنگی … همانند سربازی که تازه از جنگ بازگشته محتاج نوازش دست هایت هستم باور کن که دلتنگی مرگ تدریجی ست !!!
دلتنگی - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 20:27
بی هوا زنگ بزن بگو دلتنگی بگو میخواهی ببینی مرا بگذار یکبار هم که شده جمله ی دل به دل راه دارد را با تمام وجود احساس کنم !